دایره البروج مدار ظاهری حرکت سالانه خورشید است. خوب ببینیم معنی این جمله چیه ؟ مگر خورشید ستاره نیست ؟ ستاره هم که در آسمان ثابت است و حرکت مشهود ندارند. پس حرکت سالانه خورشید چه معنی می دهد. در واقع اینجا باید کلمه ظاهری را بولد کرد . چرا؟ چون در حالی که کره زمین گردش سالانه را در مدار خود انجام می دهد ، برای ناظر زمینی اینطور به نظر می رسد که خورشید مسیری را نسبت به آسمان پشت سر خود در درون ستارگان می پیماید و به ظاهر در طول یک سال از میان سیزده صورت فلکی می گذرد. یعنی اگر نور خورشید اجازه می داد ما صورت فلکی های پشت سرش را ببینیم، آنگاه شاهد بودیم که هر ماه صورت فلکی جدیدی بک گراند پهنه آسمان است . می دانیم که پدران ما با خوش ذوقی تمام این صورت های فلکی را شناسایی و نام گذاری کردند و بدین گونه مسیر حرکت خورشید را رصد می کردند. صورت فلکی ها عبارت اند از : حمل (بره) ، ثور (گاو) ، جوزا (دو پیکر)، سرطان (خرچنگ) ، اسد (شیر) ، سنبله (خوشه) ، میزان (ترازو) ، عقرب (کژدم) ، مارگیر ، قوس (کمان) ، جدی (بز) ، دلو و حوت (ماهی). خوب حالا که مفهوم مسیر ظاهری خورشید برای مان مشخص شد پس راحت تر می پذیریم که مسیر ظاهری عبور خورشید از میان این صورت های فلکی را اصطلاحا دایره البروج یا دایره برج ها و سطحی شامل 8 درجه شمال و جنوب آن را منطقه البروج بگوییم. دایره البروج یعنی دایره حیوانات و علت این نام گذاری بخاطر تقسیم بندی دوازده گانه دایره حرکت و نام صورت فلکی هایی است که از نام جانوران اخذ شده بود، البته بجز صورت فلکی میزان . اغلب به دلایل تاریخی صورت فلکی مارگیر در میان صوری که خورشید از آنها عبور می کند ذکر نمی شود.
۱۳۸۷ اسفند ۱۰, شنبه
۱۳۸۷ اسفند ۴, یکشنبه
سال نوری LIGHT-YEAR
ستارگان آن قدر از ما دورند که در تصور نمی گنجد. فاصله آنها از زمین را معمولا برحسب سال نوری می سنحند. سال نوری یکی از یکاهای اندازه گیری فاصله است که در نجوم و ابعاد میان ستاره ای کاربرد دارد . یک سال نوری مسافتی است که نور با سرعت خود یعنی 300.000 کیلومتر بر ثانیه در مدت یک سال در خلاء می پیماید. این مسافت تقریبا 9.46 میلیارد کیلومتر است و مسافتی است که نور با آن سرعت افسانه ای که حتی تصور آن هم برای ما سخت است ، در طی مسافرت یک ساله خود می پیماید. نزدیک ترین ستاره به ما آلفاقنطورس است. این ستاره 3/4 سال نوری با ما فاصله دارد؛ یعنی چهل میلیون میلیون کیلومتر .پس نوری که همین الان از این ستاره به سمت زمین ساطع شود باید 3/4 سال بعد منتظر دیدن اش باشیم. دورترین نقطه نورانی که در آسمان با چشم غیرمسلح دیده می شود ، کهکشان امراه المسلسله است ؛ این کهکشان دو میلیون سال نوری با مافاصله دارد. حال فکر می کنید نوری که الان از این کهکشان تابیده ، دو میلیون سال بعد در زمین چه کسانی و با چه وسایل نجومی آن را دریافت خواهند کرد. عکس فوق فاصله خورشید از تعدادی از ستارگان را به تصویر کشیده است.
۱۳۸۷ اسفند ۳, شنبه
قدر ستاره ها
هر ستاره با قدر یک دقیقا 2512 برابر ستاره با قدر ظاهری دو ، درخشندگی دارد. ستارگانی با قدر 7 و 8 و یا حتی 18 نیز وجود دارند ، که آنها را می توان با وسایل و تجهیزات مشاهده کرد. اجرام آسمانی بسیار روشن ، قدر صفر ، یا حتی قدرهای منفی دارند. مثلا سیاره ناهید (زهره) دارای قدر 4.5- ، ماه کامل 12.55- و خورشید دارای قدر 26.7- است. بد نیست مطلب قبلی ما در مورد دسته بندی ستاره ها بر اساس درخشندگی را در اینجا بخوانید.
۱۳۸۷ اسفند ۱, پنجشنبه
حرکت خاصه :proper motion
تمامی ستاره ها با سرعتی در حدود دهها کیلومتر در ثانیه به دور مرکز کهکشان گردش می کنند. با این حال به خاطر فاصله زیادی که از ما دارند مکان ظاهری شان در طول هزاران سال تقریبا ثابت می ماند. واحد اندازه گیری تغییرمکان ستاره ها ثانیه قوس است . فاصله زاویه ای با درجه سنجیده می شود و زاویه یا قوسی است که راس آن نقطه دید ناظر است. قطر ماه حدود نیم درجه است. یعنی اگر از چشم ناطر زمینی دو خط فرضی مماس بر قطر ماه کامل بکشیم ؛ زاویه بین این دو خط نیم درجه است . پس دو ماه کامل کنار هم زاویه یک درجه را می سازند . حال به تقسیم بندی کوچک تر از درجه می رسیم . هر درجه برابر 3600 قوس ثانیه است. پس یک ثانیه قوس برابر 3600/1 درجه قوس و یک درجه قوس هم 360/1 یک دایره کامل است. تغییرمکان ظاهری یک ستاره نسبت به ستاره های همجوارش در پهنه آسمان ، حرکت خاصه نامیده می شود. با مقایسه عکس هایی که به فاصله چندین سال از یک قسمت آسمان گرفته می شود ، می توان حرکت نسبی ستاره ها را از روی جابجایی آنها نسبت به همدیگر بررسی کرد.
۱۳۸۷ بهمن ۳۰, چهارشنبه
صورت فلکی - CONSTELLATION
نام صورت های فلکی:
اجاق (فورناکس) - اریدانوس(رودخانه) - اریون(شکارچی آسمان یا جبار) - اژدها(تنین) - اسد(شیر) -آفتاب پرست - اکتانت(هشت گوش) - امراه المسلسله(آندرومدا) - بادبان - برساوش(پرزئوس) - پرگار- پگاسوس(فرس اعظم یا اسب اعظم) - پیکرساز(حجار) - تاج ، شمالی - تاج ، جنوبی - تازیها - تخته کوه - تک شاخ - تلسکوپ - تلمبه - تور- ثور(گاو)- جام- جدی(بز)- جوزا(دو پیکر)- حمل(بره)- خدنگ(سهم)- خرگوش- دب اصغر(خرس کوچک)- دب اکبر(خرس بزرگ)- درنا- دلفین- دلو- راهنما- روباهک- زاویه یاب- زرافه- زورق(عوا)- ساعت پاندولی- سپر- سرخ پوست- سرطان(خرچنگ)- سکان- سنبله(خوشه)- سیاه گوش- شمشیرماهی- شیرکوچک- صلیب جنوبی- طاووس- طوقان- عقاب- عقرب(کژدم)- فونیکس(مرغ آتشین)- قطب نمای کشتی(سکستان)- قفوس(قیفاووس)- قلم حجاری- قنطار- قو- قوس(کمان)- کاسیوپا(ذات الکرسی)- کبوتر- کره اسب(قطعه الفرس)- کشتی- دم کلاغ- کلب اصغر(سگ کوچک)- کلب اکبر(سگ بزرگ)- گرگ- گونیا- گیسو- لیر- مار- مارآبی شمالی(اکلیل شمالی)- مار آبی، کوچک- مارگیر- مارمولک- ماهی- ماهی پرنده- ماهی جنوبی- مثلث- مثلث جنوبی- محراب- مرغ بهشتی- مگس- میزان(ترازو)- میکروسکوپ- نقاش(سه پایه نقاشی)- نهنگ- هرکول
۱۳۸۷ بهمن ۲۷, یکشنبه
پرتوهای کیهانی
هر روز جو زمین شاهد نفوذ پرتوهای کیهانی است که از اعماق فضا می آیند آنها ذرات باردار پرانرژی هستند که در میدان مغناطیسی منحرف می شوند و در مسیری مارپیچی ، در جهت خطوط نیروی مغناطیسی حرکت می کنند. این ذرات بسیار پرانرژی اند و با سرعت هایی در حدود سرعت نور طی طریق می کنند. تعداد این ذرات خیلی کم است . در بالای جو زمین در هر ثانیه به طور متوسط فقط یک ذره به هر سانتی مترمربع فضا برخورد می کند . با این حال انرژیی که توسط آنها به جو زمین منتقل می شود به اندازه انرژی رسیده به زمین از تمام ستاره ها (به غیر از خورشید) است. این ذرات به طور یکنواخت از تمام جهات فضا می آیند و عمدتا از پروتون های پرانرژی (هسته اتم هیدروژن) و ذرات آلفا (هسته اتم هلیم) تشکیل شده اند . درصد کمی هم از هسته اتم های سنگین تر در بین آنها دیده می شود. به این ذرات ، ذرات اولیه می گویند . برخورد این ذرات اولیه به مولکول های هوا باعث تولید ذرات ثانویه می شود.ذرات اولیه تقریبا یک دهم جو زمین را بدون برخورد با مولکول های هوا طی می کنند . در ارتفاعات حدود 20000 متر که چگالی مولکول های هوا زیاد می شود ، برخورد ذرات اولیه با مولکول های هوا شروع می شود. این برخوردها موجب تلاشی هسته های اتم مولکول های هوا و تبدیل آنها به ذرات زیراتمی می شود. پرتوهای کیهانی هنوز انرژی زیاد دارند و مولکول های دیگری را هم در سر راه متلاشی می کنند. به این ترتیب هر ذره اولیه تعداد زیادی ذره ثانویه تولید می کند که در ارتفاعات پایین تر جو آشکار می شوند. مجموعه ذرات حاصل از یک ذره اولیه را بارش می گویند.بدن ما در معرض این بارش ها است. کسری از این ذرات بدون برهم کنش از بدن ما خارج می شوند و کسری دیگر با اتم های بدن واکنش خواهند داشت. با اینکه این ذرات توسط جو تا حد بسیار زیادی کند شده اند ولی هنوز برخی از زیست شناسان معتقدند که انرژی حاصل از برخورد این ذرات احتمالا می تواند موجب جهش (موتاسیون) سلول های بدن بشود. سرچشمه ذرات اولیه را اثر واکنشهای کهکشانی می دانند که از سمت هسته های کهکشانی فعال تولید می شود وعده ای بقایای ابرنواختران را چشمه تولید این ذرات می دانند و عده ای دیگر میدان مغناطیسی موجود در کهکشان ها را مسئول انرژی دادن به این ذرات تصور می کنند. در هر حال سرچشمه این ذرات هر چه باشد این ذرات فضایی هر روزه وارد جو زمین می شوند و بد نیست بدانید شدت این ذرات در مناطق استوایی کمتر و در قطب های مغناطیسی بیشتر است که دلیل اش اثر میدان مغناطیسی زمین بر این ذرات بار دار است و همچنین در ارتفاع 3000متر شدت پرتوها چهار برابر شدت آن در سطح دریا و در ارتفاع 8000متر سی برابر و در ارتفاع 20000متر صد برابر است و دلیل اش همچنان که بیان شد به دلیل چگالی مولکول های هوا است.
ذرات ثانویه به طور عمده از ذرات بارداری که جرم آنها بین جرم پروتون و الکترون است تشکیل یافته اند. این ذرات مزون نو نام دارند. مزون موها می توانند بار مثبت یا منفی داشته باشند. اندازه بار آنها برابر بار الکترون و جرم شان 207 برابر جرم الکترون است. مزون موها ذرات ناپایداری هستند و به طور متوسط در 5/1 میکروثانیه متلاشی می شوند و به الکترون (در صورت منفی بودن) و یا به پوزیترون ( در صورت مثبت بودن) تبدیل می شوند. در این واکنش مقداری انرژی به صورت پرتو گاما و نیز نوترینو آزاد می شود.
ذرات ثانویه به طور عمده از ذرات بارداری که جرم آنها بین جرم پروتون و الکترون است تشکیل یافته اند. این ذرات مزون نو نام دارند. مزون موها می توانند بار مثبت یا منفی داشته باشند. اندازه بار آنها برابر بار الکترون و جرم شان 207 برابر جرم الکترون است. مزون موها ذرات ناپایداری هستند و به طور متوسط در 5/1 میکروثانیه متلاشی می شوند و به الکترون (در صورت منفی بودن) و یا به پوزیترون ( در صورت مثبت بودن) تبدیل می شوند. در این واکنش مقداری انرژی به صورت پرتو گاما و نیز نوترینو آزاد می شود.
جزر و مد
جزر و مد (کشند) اقیانوس ها عمدتا ناشی از وجود گرانش ماه است . به بالا آمدن آب ، مد یا برکشند و به عقب رفتن آب ، جزر یا فروکشند می گوییم. بازه زمانی میان دو برکشند و فروکشند پیاپی ۱۲ ساعت و ۵/۲۵ دقیقه است، درست نصف مدتی که طول میکشد،تا ماه یک دور کامل به دور زمین بگردد؛ یعنی ۲۴ ساعت و ۵۱ دقیقه. اگر ماه نبود جزر و مدها فروکش می کردند ؛ اما ناپدید نمی شدند. چون ماه فقط دو سوم کل اثر کشندگی را موجب می شود . اثر گرانش خورشید در کشند نسبت به ماه در رده بعدی اهمیت است،نسبت نیروی کشندزای خورشید حدود ۷ درصد نیروی ماه است . بعد از خورشید سیارات به ویژه مشتری نیز سهم بسیار کوچکی دارند. اما عمده اثر ، گرانش ماه و خورشید است .فاصله زمانی بین یک جزر و مد متوالی در یک روز را موقعیت خورشید و ماه نسبت به زمین تعیین می کند. هنگامی که خورشید و ماه را از زمین در یک خط مستقیم می بینیم ، موقعی است که نیروی گرانشی آن دو با هم جمع شده است و بالاترین میزان کشند یا به عبارت دقیق تر مه کشند یا کشند بهاری (spring tide) روی می دهد . مه کشند در هنگام ماه نو ( اول ماه قمری ) و شب چهاردهم ماه روی می دهد. هنگامی که ماه و خورشید را در دو راستای عمود برهم می بینیم ، یعنی در تربیع اول و تربیع دوم ، نیروهای گرانشی آن ها مخالف هم عمل می کند و کمترین میزان کشند یا "که کشند" (neap tide) روی می دهد. نزدیکی ماه نیز تأثیری در بلندی کشند دارد. در هر روز چون تغییر فاصله ماه تا زمین ، یعنی در طی یک ماه 10 درصد است بنابراین بین بالاترین کشند (مد) و پایین ترین کشند (جزر) حدود 30 درصد اختلاف است. اما نیروی برآمده از گرانش ماه و لنگری که از جانب انباشته شدن آبها به وجود میآید، تاثیر دیگری نیز بر روی زمین دارد و این اثر ، در واقع تاثیر ترمزی است که بر چرخش محوری زمین دارد و بر طول شبانهروز زمینی میافزایند. البته این اثر بسیار ناچیز و نامحسوس است.
اشتراک در:
پستها (Atom)